رفتار ها و ويژگي هاي شغل هاي مختلف
مداح
مردي جوان ،بلوز و شلوار پارچه و اتو كشيده .وقتي مداحي مي كند چشم هايش را مي بندد و با ريتم صدايش دست هايش را تكان مي دهد.
رفتگر
لباسی نارنجی رنگ به تن و کلاهی کاموایی به سر دارد،با دستان زمختش دسته ی بلند جارو را گرفته.حواسش به مردم است،و بعد از هر بار جارو زدن مدت ها می ایستد و به مردم نگاه می کند.
نقاش ساختمان
مردی لاغر،قطره های رنگ روی صورت و سرش مانده، بدون اینکه به نردبان تکیه دهد یا با دستش نگه دارد روی ان می ایستد ،رنگ قلمو را با لبه ی سطل می گیرد و به دیوار می کشد.
رئیس بانک
بلوز ابی رنگ یه تن دارد،عرق پشت بلوزش را خیس کرده، قدم هایش را بلند بر می دارد.خوش برخورد است و مودب و رسمی صحبت می کند.
زن خانه دار
بلوز بلندش را تا زیر شکم بر آمده اش کشیده.گوشی تلفن را بین شانه و گوشش گذاشته با تلفن صحبت می کند و غذا می پزد.
فالگیر
زنی چاق که چادر مشکی اش را دور کمرش بسته ،باشنه ی کفشش را خوابانده و کفشش را روی سنگ فرش می کشد.
خیال باف است و لاتی صحبت می کند.
مدیر مدرسه
مقنعه و مانتوی بلند مشکی به تن دارد،خوش برخورد است و از کلمات رسمی استفاده می کند.
کشاورز
مردی پير و قد بلند، دستی زمخت و انگشتانی که سیاهی پوست گردو رویش مانده، چالاک است و سریع از درخت بالا می رود.،کم حرف است.
خياط
جوان است و قوز كرده،لباسش مرتب است،پارچه ها را تند برش مي زند و مي دوزد،كم حرف است ولي حواسش به اطرافش هست.
زنبيل باف
زني مسن،دستانش را تند تكان مي دهد،هم زمان كه زنبيل مي بافد با اطرافيانش صحبت مي كند.
مربي مهد
دختري خوش رو و خوش برخورد،لباس هايي با رنگ شاد و مرتب به تن دارد.
نجار:
لباس كارش سرمه اي است(يك بلوز و شلوار سر هم)،مدادش پشت گوشش است و يك خط كش بلند كنارش، سرع اندازه گيري مي كند و روي چوب علامت مي زند.
مربي رانندگي
مردي پير و جدي ،كم حرف است و نترس مودب و رسمي صحبت مي كند.
خبرنگار
جوان است،هميشه يك دفترچه و مداد همراهش است،تند صحبت مي ركند،وقتي با كسي مصاحبه مي كند مي تواند صحبت هاي اطرافيان را هم بشنود. چالاك است.
نانوا
يك پارچه سفيد به خودش بسته،به خاطر گرماي زياد صورتش قرمز شده.خمير را در بين دستانش صاف مي كند و توي تنور مي اندازد،نان پخته شده را از تنور بر ميدارد و پرت مي كند روي ميز.
راننده تاكسي
با دستمال يزدي دور گردنش عرقش را پاك مي كند،از پنجره ي نيمه باز صداها را مي شنود. ار آيينه به مسافرهاي صندلي عقب نگاه مي كند،فرمان را يك دستي مي گرداند و از لاي ماشين ها لايي مي كشد.زير لب ماشين هايي را كه به او بوق مي زنند را فوش مي دهد.
آرايشگر
خوش برخورد است و پر حرف،با سر و وضعي مرتب ،در حالي كه موهاي مشتري را كوتاه مي كند و تند تند قيچي مي زند با ديگران صحبت مي كند.
فروشنده مواد غذايي
مردي چاق ،خوش برخورد،مدت ها با مشتري صحبت مي كند،در حساب كردن اجناس بي دقت است.
چاقو ساز
مردي با سبيل هاي قيصري ،يك روپوش سفيده كثيف به تن دارد ،كوچه بازي صحبت مي كند.